تبليغاتX
F . I . E. R 3
سلام بچه ها این یه سایته ماله کسب در آمده برین خیلی باحاله من خوشم اومد پول خوب میده

اسمش مسخرست (کلیک چی)

http://www.clickchi.com/index.php?refer=FIER3

لینک نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 22:9 توسط احسان |
معرفی پلی استیشن 3

سلام بچه ها امروز میخوام این معجزه قرن رو بهتون معرفی کنم

البته قلنبه صحبت نمیکنم که همه متوجه شید:

خوب این غول بی شاخ و دم ساخت کشور چینه و جدید ترین کنسول بازی این شرکته که هر چی فناوری جدیده داخلش کار گذاشتن

 

 

اول از همه سی پی یو :

بچه ها این سی پی یو اسمش هست Cell این پردازندهی قدرتمند ماله سه شرکت SONY, Toshiba,IBMهستش که داخلش ۷ هسته ی قوی ۱۲۸ بیتی با ۵۱۲کیلو بایت حافظه L2 Cache

از این سی پی یو ها در مراکز مهم آمریکا استفاده میشه که برای اولین بار در پلی استیشن کار گذاشته شده پس از سی پی یو خیالتون راحت باشه 

نوبت به گرافیک و رم میرسه:

از نظر گرافیک هم باید بگم که پردازنده ی گرافیکی این دستگاه بسیار قویه ، و محصول شرکت NVIDIA   GeForce هستش که ماشالله همه میشناسینش .این پردازنده ی ۵۵۰ مگا هرتزی که دارای ۳۰۰ میلیون ترانزیستور است واز نوعRSX هستن و دارای رزولیشن تصویر ۱۹۲۰*۱۰۸۰میباشد یعنی FULL HD می باشد وقادر است ۱۰۰میلیارد عملیات گرافیکی را در هر ثانیه انجام دهد و دقت ۱۲۸ بیتی است.

این سیستم دارای رم ۲۵۶از نوع XDR و سرعت ۳.۲گیگا هرتزی است و از نوع GDDR3میباشد.اینم از این.

کارت صدا:

پلی استیشن ۳از نوع Dolly Digital 5.1 ,Dolby Pro Logic ll and DTS
میباشد که فکر کنم مال شرکت REALTEK HD باشه که خیلی خوبه صداش

کارت شبکه:

کارت شبکه و ورودی و خروجی کابل شبکه هم داره که البته سیستم بی سیم داره که منظورم

 WI-FI هست که ساخت شرکت گیگابایت می باشد.

کنترل یا دسته:

دسته های این کنسول روی همه ی شرکت ها رو کم کرده درسته قیافش مثل دسته های کنسول های قبلی هست ولی به قول معروف هر گردی که گردو نیست

این دسته ها که DUAL SHOCK 3 SIXAXIS نام داره هم خوش دسته وبی سیم هم هست و هم سنسور حساس به حرکت دست داره یعنی دست رو به هر حالتی در بیاری تو بازی کار میکنه البته تو ۶ جهت که جون میده باهاش هواپیما بازی کنی.

بلو-ری دیسک :

بچه ها شاید در این رابطه شنیده باشین بلوری دیسک نسل جدید دیسک های نوری میباشد که به سلامتی قراره جایگزین دی وی دی بشه این دیسک های جدید در حالت دو لایه تا ۵۴گیگابایت حافظه داره و فعلا بلو - ری رام رو تو پلی استیشن ۳ کار گذاشتن که میتونین فیلم های FULL HD هم باهاش نگاه کنین و باش حال کنین که بازی های این کنسول هم از این نوع میباشد. که خیلی هم مقاوم هستند به طوری که با ابزار نجاری روشون خط بندازین.

قابلیت های دیگر:

با این دسگاه میشه به اینترنت وصل شد و گشت زد و دانلود کرد و آنلاین بازی کرد و چت کرد و...

میشه بازی های کنسول های قبلی یعنی پلی ۱ و پلی ۲ رو با کیفیت بالاتر دید.

با یاری هارد اون میشه فیلم و عکس و آهنگ و... دید و ذخیره کرد.

بلوتوس هم داره و ۴ پورت USB هم داره و کارت خوان انواع رم

و....................................................................................................................

بچه ها این تازه جزئی از قابلیت هاش بود اگه کم نوشته بودم ببخشید

این دستگاه در چندین مدل با هارد های مختلفه ۲۰-۴۰-۶۰-۸۰-۱۲۰اسلیم

تنها مشکل این دستگاه اینه که چون سیدی هاشون که گفتم جدید اومدن خیلی گرونن و باید بابت هر بازی حدود ۳۰الی ۶۰هزار تومن پول بدین ولی بدن ارزون میشه قول میدم

نظر یادتون نره ها

لینک نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 21:5 توسط احسان |
احسان یزدانی

این منم احسان یزدانی کبیر احسان یزدانی گل گلاب

لینک نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 0:54 توسط احسان |
فاير فاكس

سلام بچه ها امروز واستون مرور گر فاير فاكس نسخه ۳.۵رو بذارم.

راستش به پاي opera نميرسه ولي خواستم از دنيا عقب نباشم.

 

اينم لينك دانلود:http://www.mozilla.com/en-US/firefox/upgrade.html

قابليت هاي فاير فاكس 3.5:

لینک نوشته شده در جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 13:13 توسط احسان |
دانلود موزیک ویدیو
سلام بچه ها امروزم لینک دانلود کلیپ جدید مرلین مانسون رو گیر آوردم خیلی باحاله

حجم اون حدود ۳۳ مگا بایت هستش اسمشم هست:

Arma-goddamn-motherfuckin-geddon

اینم لینک دانلود:http://marilynmanson.parsaspace.com/MM/Arma-goddamn.mpg

لینک نوشته شده در پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 16:48 توسط احسان |
opera 9.6

سلام بچه ها امروز میخوام یه نرم افزار توپ به نام اپرا بذارم

البته ورژن جدیدش رو . بچه ها گول اسم فایر فاکس رو نخورید به درد نمیخوره

Opera ، اپرا سریع ترین مرورگر اینترنت روی زمین! این مرورگر با سرعت باور نکردنی صفحات اینترنت را برای شما بار گذاری میکند.

قابلیت های كلیدی نرم افزار Opera 9.60 Build 10447 Final:
- میانبر سفارسی جستجو
- امکان جستجوی پیشرفته در تمامی سایت های مطرح در زمینه جستجو
- بلاک کردن پیشرفته محتویات صفحات
- پیشگیری هوشمندتر از pop-up
- ابزار حرفه ای جهت دریافت ایمیل و پشتیبانی از سیستم های ایمیل POP/IMAP
- قابلیت خواندن فید های RSS/Atom
- قابلیت اعمال تنظیمات مخصوص برای هر سایت
- نمایش پیش نمایش صفحات با نگهداشتن ماوس بر روی tab ها
- کاهش بار اضافی بر روی حافظه سیستم
- پشتیبانی از دریافت فایل های بزرگتر از ۴ گیگابایت
- امکان استفاده از وب سایت Opera برای بالا بردن امنیت و جلوگیری از Spyware
- استفاده از تکنولوژی Tabbed browsing نمایش پنجره ها در یک پنجره
- برطرف شدن اشکالات مربوط به FTP PASV
- پوسته های متفاوت و زیبا
- نگهداری از رمزهای عبور در محیطی با امنیت بالا
- امکان گفتن دستور به برنامه و اجرای آن توسط Opera
- نصب سریع و آسان
- و ...

قابلیت های جدید نرم افزار Opera 9.60 Build 10447 Final:
- افزایش سرعت باز شدن برنامه
- کاهش سرباری حافظه سیستم
- بهبود پشتیبانی از استانداردهای وب
- قابلیت اجرای برنامه از طریق صدای کاربر
- قابلیت پشتیبانی دریافت فایل های با حجم بالاتر از ۴ گیگابایت
- قابلیت Speed Dail برای دسترسی سریع به صفحات وب محبوب و دوست داشتنی
- قابلیت Quick Find برای سریع تر پیدا کزدن صفحات وب بازدید شده با قابلیت محتویات آن
- و ...

لینک دانلود :  http://ftp.opera.com/pub/opera/win/960/int/Opera_960_int_Setup.exe

پسوورد : www.p30download.com 

لینک نوشته شده در جمعه دوم مرداد 1388ساعت 0:11 توسط احسان |
نرم افزار
سلام بچه ها امروز میخوام یه برنامه ی آشنا رو بذارم که میشه باهاش هر جای دنیا میخواین برین

اسمشGoogle_Earth_Plus_v4.3.7

اینم تصاویر گرفته شده با این نرم افزار

 

لینک دانلود:       http://www.soft32.com/Download/Free/Google_Earth/4-121141-0.html

لینک نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 14:41 توسط احسان |
نرم افزار
سلام

از این به بعد میخوام یه تاپیک اختصاص بدم به نرم افزار های کاربردی اینم اولیش

این برنامه میشه باهاش درایو ها رو قفل کرد تا کسی نتونه بره توش مخصوصا بچه ها به درایو ها دست نزنن

تصویر:    

اسمش CD-DVD Lock

اینم لینک دانلود  :   http://www.softheap.com/download/cdvlock.zip

موفق باشین

لینک نوشته شده در شنبه بیستم تیر 1388ساعت 13:37 توسط احسان |
تصویر
               

              

                                     

                                

              

لینک نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 18:28 توسط احسان |
MERILYN_MANSON

54.jpg image by manson8

.::. بیوگرافی و نكات خواندني از .::.

مرلين مانسون

 

Marilyn Manson

در تاريخ ۵ ژانويه ۱۹۶۹ پسري در Canton در ايالت Ohio ي آمريكا بدنيا آمد.كودكي سفيد و لاغر،مو هاي او رنگ سياه داردو با چشماني قهوه اي در كودكي مادر و پدر اوعلاقه ي چنداني به متولد شدن او نداشتند.دوران كودكي مرلين خيلي سخت و با بد ترين و كثيف ترين شرايط گذشت.

 وفتي كه همه بچه ها به مدرسه مي روند او از رفتن به مدرسه پابليك محروم شد و به مدرسه اي كه كشاورزان و كارگران مي روند محكوم شد.دليلش رو نمي دونم و نتوانستم پيدا كنم.مرلين تقريبا خيلي باهوش و مي توانست به جاهاي خوبي برسه ولي بيشتر به علت جنون پدرش و شرايط مزخرف زندگي آن موقعش بود كه حالا آدمي با خصوصيات كنوني رو مي بينيم.مي گن كه آينده خشونت وارش در همان موقع قابل پيشبيني بوده، چون در محيط چندان مناسبي رشد نيافت.   

 فعاليت موسقي Brian Warner در منطقه اي به اسم Tampa Bay در ايالت فلوريدا در سال ۱۹۸۹ آغاز شد. گهگاهي به عنوان خبرنگار موسقي كار مي كرد و به آزادي بيان كه اون موقع خيلي از رسانه ها بيان مي كردند، علاقمند شد. خيلي ها به تعنه و مسخره، آينده اش را در تلاش براي شكايت، اعتراض و بياناتي با آزادي بيان تصور مي كردند.همين وقت ها بود كه با يه گيتاريست كه Scott Mitchellنام داشته اشنا ميشه كه تقريبا هم عقيده ي هم بوده اند

MARILYN MANSON از تركيب اين اسم ها اوومده  :

Marilyn Monroe، مانكن و هنر پيشه ي ممتاز دهه ي ۶۰ ميلادي.
Charles Manson، جاني ترين قاتل زنجيره اي دهه ي ۶۰ ميلادي جالبه كه موسيقي دان هم هست

 

مرلين ،Scott Mitchell را تشويق مي كنه كه اسمش رو بهDaisy Berkowitz تغيير بده.وقتي كه Gidget Gein به عنوان بيسيست و Madonna Wayne-Gacy به عنوان كيبرديست به گروه اضافه شدند، آنها يك گروه واقعي داشتند و اسم آنرا Marilyn Manson and the Spooky Kids گذاشتند. سپس Sara Lee Lucas را به عنوان ماشين درامزشون وارد گروه كردند.مدتي گذشت و اعضا ديدند كه اسم گروه خيلي طولاني و خسته كننده است به همين دليل آنرا به Marilyn Manson كاهش دادند.

توي اين مدت گروهشون خيلي تغيير كردش تا وقتي كه در اكتبر ۱۹۹۴، مريلين، ترتيب ملاقاتي با Dr. Anton Szandor LaVey ، بنيان گذار و موسس كليساي شيطان (Church of Satan ) داد. دكتر از او ستايش كرد و به او لقب پدر روحاني (كشيش) داد.وقتي از تور Nine Inch Nails بار مي گرده به علت نقض قانون نامه تفريحات بزرگسالان به زندان مي افتد .يادم رفت بگم در تور به خاطر اينكه خودش رو لخت نشان داده بود از ادامه تور مرلين محروم شد.بيشتر به Anti-Christian عقيده داره .

در مورد سبك موسيقي اش چيز هاي متقاوتي شنيده ميشه و ديدم از hard rock تا pop.ولي بيشتر اين جمله منطقي به نظر مي رسه: Industrial Metal بود، منسون خال كوبي خيلي زياد داره كه اون هايي كه يادم ميادچشم سيب روي هر دو كتف، زنبور قاتل، درخت بد سرشت روي جمجمه (بر روي ساعد دست)، صورتي با تار عنكبوت روي سر (بر روي ساعد دست ديگر)، ديو يك چشم، صورت شيطان با زير نويس 666هستند.به فيلم هاي River's Edge, Wild at Heart, Pink Flamingos, Henry: Portrait of a Serial Killer, The Grinch, Desperate Teenage Love Dolls, Desperate Living, Blue Velvet, Twister, Willy Wonka, Rosemary's Baby
علاقه داره و در دو فيلم Bowling For Columbine و Jawbreaker بازي كرده.

 

 به داستان و شعر نوشتن ، خوندن، نقاشي، كلكسيون اعضاي مصنوعي پزشكي،
كارتون اسكو بي دو، عروسك، جعبه ي غذا، ميمون، رنگ سياه، فلسفه، نيچه، جنگ ستارگان، شكلات، درام، مجالس عرق خوري(آبجو و عرق)، شهرت، حيوانات و مسابقات و قرعه كشي جوايز علاقه داره.ازBackstreet Boys, Fatboy Slim, Jamiroquai,و آهنگ TITANICبدش مي آيد البته يه چند تا ديگه هم بودند.و به گروه هاي Pixies, The Doors, Deee-lite, Gwar, Freaks w/Beaks, Thrill Kill Cult, Alice Cooper, Ozzy Osbourne, Black Sabbath, David Bowie, Beatles, Kiss, Iggy Pop, و بعضي از گروه هاي گروه دهه ي ۸۰ ميلادي خيلي علاقه مند هست

                                                    

 

نكات جالب و خواندني از

 

مانسون


 اون گروهي داره كه موزيك جنجالي ميسازن و عقايد خاصي هم داره،و در كل گروهي هست كه بيشتر طرفداراش رو نوجوونها تشكيل ميدن


منسون از اون گروههاست كه خيلي ها مردد هستن به اينكه واقعا اين حرفها و كارهاش براي شهرت و پول در آوردن هست يا واقعا هدف خوبي داره و واقعا نميشه جوابي به اين سوال داد.

چيزي كه توي موسيقي اون و مصاحبه هاش بيداد ميكنه انزجار اون از مذهب هست

 

يه مصاحبه جالب ازش جايي خونم كه اونو مينويسم :
ماريلين منسون در جواب سوال يكي از طرفدارانش كه ازش پرسيده بود تو چرا اينقدر از مسيح و خدا متنفري گفت:
من خدا و عيسي را به روش خودم دوست دارم عيسي هم يك انسان بوده و فاحشه ها و جنايتكاران را دوست داشته .من نمي خواهم انجيل را مسخره كنم ولي مردم همانطور كه به من بسيار سطحي مي نگردند به انجيل هم بسيار سطحي مي نگرند. اگر خيلي ادعايتان مي شود كه پيرو عيسي هستيد و درباره عشق به همنوع موعظه مي كنيد برويد و يك بچه خياباني پيدا كنيد و او را سرپناه بدهيد براي غذا و مدرسه يشان پول خرج كنيد و اينكه واقعا" به يك نفر كمك كنيد.

 

در كل اون آدم عجيبي هست و عقايدش ميتونه از نظري جالب هم باشه,اما از نظر اعتياد به مواد و مسايل جنسي خيلي بدنام هست.


و موزيكشم براي همه (حتي همه كسايي كه از سبكهاي مشابه خوششون مياد) ممكنه جالب به نظر نرسه


اولا ميگن !!! مانسون دكتراي فلسفه داره . طوري كه من تحقيق كردم در دوران بچگي در يك مدرسه مذهبي يه چيزي تو مايه هاي كليسا درس خونده و خيلي ازار ديده . تا جايي كه گفته ميشه يك پدر روحاني بهش تجاوز كرده . به خاطر مشكلي كه براي يكي از راهبه هاي مسيحي به وجود مياره از مدرسه اخراج ميشه و يك مجله راه ميندازه . توي اون مجله اشعارش رو چاپ مي كنه كه بوي ضد مسيحيت ميده . بعد هم خواننده ميشه . در سالهايي كه مي نوشته اعتياد داشته ولي بعدا اونو ترك مي كنه و الان شديدا مخالف مواد هست .مانسون يك ضد مسيحيت و يك منتقد اجتماعيه و شعراش همه جنبه انتقادي داره ولي اونو با سبك خودش به نمايش مي زاره . در حال حاضر مخالفان زيادي در امريكا داره كه تو فيلم بولينگ براي كلمباين هم نشون ميده

 


تمام شعرا رو خودش مي گه ولي اهنگها كار مشترك گروهشه . متن شعرهاش از ديد بعضي ها خيلي جالب و زيبا و از ديد بعضي ها كه ميگن هيچي نمي تون درگ كنند

 

 اسم اصليش هم برايان وارنر هست


در مورد چهره ارايش كرده و شوهاي خشنش بايد بگم مانسون اعتقاد داره كه بايد كريه ترين و كثافت ترين چهره ادم و زمين رو به نمايش گذاشت تا مردم در پس زيبايي هايي كه تلويزيون ها و تبليغات براشون مي سازن گم نشن و واقعيت كثيف و پر درد دنيا رو ببينن .

 

خودشو را به شكل زنها آرايش ميكنه و اسم مريلين رو رو خودش ميگذاره

 (و البته ميگه چون به مريلين مونرو علاقمند بوده)


دكتراي افتخاري موسيقي بهش دادن و توي يكي از دانشگاه ها درس ميده


مانسون آهنگ ساز خيلي از فيلم ها بوده
كار آهنگ سازيش عاليه
اما مانسون قبل از اينكه گروه خودش رو تشكيل بده خبر نگار بوده
زن رو فقط براي سكس
كثيف ترين آدم سال 1996
فكر كنم 4 تا عمل جراحي خبيسانه داشته
يكيش اينه كه استخوان هاي بالاي ران خودش رو در آورده تا بتونه ... خودش رو ليس بزنه

 

لینک نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 14:46 توسط احسان |
لغت نامه

لغتنامه جالب

بلال                میوه با حجاب

کتاب                وراج بی صدا

قورباغه           بلبل ذوالحیاتین

گوش                دسته سر

قاشق                اهرم دهان

گورکن             معمار قبر

انگشتانه            لیوان موش

سر                   برج مراقبت بدن

جو                    آجیل الاغ

آبدوغ خیار          آبگوشت سفید

استخوان             چوب بست بدن

شلغم                 سبزی بی بخار

بالش                آقا بالا سر رختخواب

دهان                چاه دوسره

متکا                همسرهرجایی

دماغ                سلسله جبال سر

اسهال               کودتای معده

حلوا                آش پشت پای مرده

ستاره               خال آسمان

مرده                مریض بازنشسته

ساندویچ             نان آبستن

آفتابه               سرایدار توالت

غنچه                دخترگل

سفیدگر              آرایشگر فلزات

ماله                 اُطوی کاهگل

خروس             فتحعلی شاه مرغ ها

لینک نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1387ساعت 17:27 توسط احسان |
کتاب های درسی دبستان
 

کتاب های درسی در سال ۱۴۸۷

   گاو ماما می کرد٬گوسفند بع بع می کرد٬سگ واق واق می کرد.

همه با هم صدا می زدند حسنک کجایی؟

شب شده بود اما حسنک هنوز به خانه نیامده بود حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید.

او به شهر رفته ٬ و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می کند.

او هر روز صبح بجای غذا دادن به حیوانات٬جلوی آینه به مو های خود ژل می زند٬ موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست،

چون او موهای خود را گلت می کند.

دیروز که حسنک با کبری چت می کرد٬

کبری به او گفت که تصمیم بزرگی گرفته است٬

کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند٬

چون کبری با پترس چت می کرد.

پترس همیشه پای کامپیوتر نشسته بود و چت می کرد.

پترس دید که سدسوراخ شده اما انگشت او درد می کرد

چون زیاد چت کرده بود

او نمی دانست که سد تا چند لحظه دیگر می شکند.

پترس در حال چت کردن غرق شد و مرد.

برای مراسم تدفین او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود

اما کوه روی ریل ریزش کرده بود٬

ریز علی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت٬

ریز علی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد٬

ریز علی چراغ قوه هم داشت٬

اما حوصله دردسر نداشت.

قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد٬ کبری و همه مسافران مردند.

اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت٬

خانه مثل همیشه سوت و کور بود٬

الان چند سالی هست که کوکب خانم٬ همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد٬

او حتی مهمان خوانده هم ندارد٬

او اصلا حوصله مهمان را ندارد.

او پول ندارد تا شکم مهمان ها را سیر کند٬

او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد٬

او آخرین بار که گوشت خرید٬

چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخته بود.

اما او از چوپان دروغگو گله ندارد٬

چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد

و دیگر به همین دلیل است که کتاب های دبستان آن داستان های قشنگ را ندارد.

لینک نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1387ساعت 17:25 توسط احسان |
نامه ی مادر غضنفر به غضنفر

      

گضنفر جان سلام! ما اينجا حالمام خوب است. اميدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. اين نامه را من ميگويم و جعفر خان کفاش برايد مينويسد. بهش گفتم که اين گضنفر ما تا کلاس سوم بيشتر نرفته و نميتواند تند تند بخواند،‌ آروم آروم بنويس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند.

 وقتي تو رفتي ما هم از آن خانه اسباب کشي کرديم. پدرت توي صفحه حوادت خوانده بود که بيشتر اتفاقا توي 10 کيلومتري خانه ما اتفاق ميافته. ما هم 10 کيلومتر اينورتر اسباب کشي کرديم. اينجوري ديگر لازم نيست که پدرت هر روز بيخودي پول روزنامه بدهد. آدرس جديد هم نداريم. خواستي نامه بفرستي به همان آدرس قبلي بفرست. پدرت شماره پلاک خانه قبلي را آورده و اينجا نصب کرده که دوستان و فاميل اگه خواستن بيان اينجا به همون آدرس قبلي بيان.

آب و هواي اينجا خيلي خوب نيست. همين هفته پيش دو بار بارون اومد. اوليش 4 روز طول کشيد ،‌دوميش 3 روز . ولي اين هفته دوميش بيشتر از اوليش طول کشيد

گضنفر جان،‌آن کت شلوار نارنجيه که خواسته بودي را مجبور شدم جدا جدا برايت پست کنم. آن دکمه فلزي ها پاکت را سنگين ميکرد. ولي نگران نباش دکمه ها را جدا کردم وجداگانه توي کارتن مقوايي برايت فرستادم.

پدرت هم که کارش را عوض کرده. ميگه هر روز 800،‌ 900 نفر آدم زير دستش هستن. از کارش راضيه الحمدالله. هر روز صبح ميره سر کار تو بهشت زهرا،‌ چمنهاي اونجا رو کوتاه ميکنه و شب مياد خونه.

ببخشيد معطل شدي. جعفر جان کفاش رفته بود دستشويي حالا برگشت.

ديروز خواهرت فاطي را بردم کلاس شنا. گفتن که فقط اجازه دارن مايو يه تيکه بپوشن. اين دختره هم که فقط يه مايو بيشتر نداره،‌اون هم دوتيکه است. بهش گفتم ننه من که عقلم به جايي قد نميده. خودت تصميم بگير که کدوم تيکه رو نپوشي.

اون يکي خواهرت هم امروز صبح فارغ شد. هنوز نميدونم بچه اش دختره يا پسره . فهميدم بهت خبر ميدم که بدوني بالاخره به سلامتي عمو شدي يا دايي.

راستي حسن آقا هم مرد! مرحوم پدرش وصيت کرده بود که بدنش را به آب دريا بندازن. حسن آقا هم طفلکي وقتي داشت زير دريا براي مرحوم پدرش قبرميکند نفس کم آورد و مرد!‌شرمنده.

همين ديگه .. خبر جديدي نيست.
قربانت .. مادرت.

راستي:‌گضنفر جان خواستم برات يه خرده پول پست کنم، ‌ولي وقتي يادم افتاد که ديگه خيلي دير شده بود و اين نامه را برايت پست کرده بودم.

لینک نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 17:34 توسط احسان |
فرق حمام پسر ها با دختر ها

يك دختر در حمام

ساعت ۴ بعد از ظهر

۱ـ لباساشو رو درمياره رنگ روشن ها رو تو يك سبد و تيره ها رو تو يكي ديگه ميگذاره

۲ـ در حموم رو از تو قفل ميكنه جلوي آيينه مي ايسته شكمش رو كه تمام مدت داده بود تو, ميده بيرون و شروع ميكنه به غر غر و ايراد گرفتن از نقطه نقطه بدنش

۳ـ در كمد رو باز ميكنه انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست صورت , مو بدن, كف پا و ... رو بيرون مياره و مي چينه رو لبه وان

۴ـ موهاش رو با شامپوي نارگيلي تقويت كننده, پرپشت كننده, براق كننده و...ميشوره و هفده دقيقه ماساژ ميده

۵ـ يكبار ديگه با همون شامپو موهاشو ميشوره

۶ـ نرم كننده معطر پرتقالي رو به موهاش ميماله تا ۶۰ ميشماره

۷ـ سي و پنج دقيقه زير دوش مي مونه.خوب آخه بايد خيالش راحت بشه كه تمام مواد شيميايي از موهاش پاك شده. وگرنه بعد از حموم موها وز ميكنه

۸ـ خمير ريش داداشي رو كش ميره و شيش كيلو خالي ميكنه رو ساق پا و دست و پشت لب. بعد يه تيغ بر ميداره و يا علي. آي

۹ـ موهاش رو حسابي مي چلونه, حوله رو مثل عمامه مي پيچه دور سرش. تو آيينه خودشو ورانداز ميكنه. از اينكه در اثر كشش حوله چشم و ابروش كشيده شده, احساس خوشگلي مي كنه و يه ماچ گنده واسه عكس خودش تو آيينه ميفرسته

۱۰ـ خوشحاليش زياد دوام نمياره. چون يه جوش سرسياه بي اجازه نوك دماغش سبز شده

۱۱ـ تمام نقاط بدنش رو معاينه ميكنه و با ناخن و موچين ميره به جنگ جوشها و موهاي زائد بي تربيت

۱۲ـ حوله ش رو مي پوشه و ميره به اتاقش.تمام بدنش رو با لوسيون چرب ميكنه

۱۳ـ چهل بار لباس مي پوشه و در مياره تا انتخاب كنه

۱۴ـ ۴۸ دقيقه پشت ميز توالت مي شينه و آرايش ميكنه

ساعت ۸ شب


 

يك پسر در حمام


ساعت ۴ بعد از ظهر

۱ـ همون طور كه رو تخت نشسته , لباساشو ميكنه. هر كدوم رو پرت ميكنه يه گوشه اتاق

۲ـ نيم وجب حوله رو ميگيره دور باسنش و ميره به سمت حموم

۳ـ مي ايسته جلوي آيينه. شكمش رو ميده تو. بازو ميگيره. فيگور چپ, فيگور راست, نيم ساعت قربون صدقه خودش ميره, (اين قدوبالا رو ببين چه كرده .لاي لاي لالاي لاي)مامان جونش هم از تو آشپزخونه تاييد ميكنه

۴ـ زير بغلش رو بو ميكنه و رنگ چهره ش بر ميگرده. سبز, آبي, بنفش

۵ـ در كمد شامپو ها رو باز نميكنه چون اصلا توش چيزي نداره

۶ـ با قالب صابون سبزش زير بغلهاشو كف مالي ميكنه. يه عالمه مو مي چسبه به صابون

۷ـ با همون صابون صورت و مو و بدنش رو هم ميشوره

۸ـ نرم كننده مو؟؟؟ برو بابا

۹ـ زير دوش ميگوزه و به خاطر اكو شدن صداش تو حموم ,كر كر ميخنده

۱۰ـ دو دقيقه بعد دوباره ميزنه زير خنده, آخه اين دفعه بوش رسيده به دماغش

۱۱ـ چاه حموم رو هدف گيري ميكنه و ميشاشه توش

۱۲ـ از زير دوش مياد بيرون و يكهو مي بينه يادش رفته بوده در حموم رو ببنده. و همه فرش و كف خونه خيس شده.( بيخيال...مامان خشك ميكنه

۱۳ـ حوله فسقليش رو مي پيچه دور باسنش و همون طور خيس خيس ميره تو اتاق

۱۴ـ حوله خيس رو پرت ميكنه رو تخت و ۲ دقيقه اي لباس مي پوشه

ساعت ۴:۱۵ بعد از ظهر

لینک نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 21:34 توسط احسان |
گفته ی چارلی چاپلین به دختر خود

چارلي چاپلين به دخترش: تا وقتي قلب عريان كسي را نديدي بدن عريانت را نشانش نده! هيچ گاه چشمانت را براي کسي که معني نگاهت را نمي فهمد گريان مکن قلبت را خالي نگه دار اگر هم يه روزي خواستي كسي را در قلبت جاي دهي سعي كن كه فقط يك نفر باشد به او بگو كه تو را بيش تر از خودم وكمتر از خدا دوست دارم زيرا كه به خدا اعتقاد دارم وبه تو نياز دارم

لینک نوشته شده در جمعه پنجم مهر 1387ساعت 17:28 توسط احسان |
گنجشک و خدا

روزها گذشت و گنجشك با خدا هيچ نگفت


فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به

 فرشتگان اين گونه مي گفت: مي آيد، من تنها گوشي

هستم كه دلتنگي هايش را مي شنود و يگانه دلي ام

كه دردهايش را در خود نگه مي دارد و سر انجام

 گنجشك آمد روي شاخه اي از درخت جهان نشست


فرشتگان چشم به لبهايش دوختند، گنجشك هيچ نگفت

 و خدا لب به سخن گشود

با من بگو از آنچه سنگيني سينه توست، گنجشك گفت:

 لانه كوچكي داشتم، آرامگاه خستگي هايم بود و

 سرپناه بي كسي ام، تو همان را هم از من گرفتي؛ اين

 توفان بي هنگام چه بود؟ چه مي خواستي از لانه كوچك

 من، كجاي جهان را گرفته بود؟ و سنگيني گريه راه بر

 كلامش بست، خاموشي در ‌آسمان بانگ زد، فرشتگان

 همه سر به زير انداختند



خدا گفت: ماري در راه لانه ات بود، خواب بودي، باد را

 گفتم تا لانه ات را واژگون كند، آنگاه تو از كمين مار پر

 گشودي، گنجشك خيره در خدايي، خدا مانده بود

 
خدا گفت: و چه بسيار آسيب ها كه براي مهرورزي، از تو

 دور كردم و تو ندانسته به دشمني ام بر خاستي


اشك در ديدگان گنجشك نشسته بود، ناگاه چيزي در

درونش فرو ريخت، هاي هاي گريه هايش جهان را پر كرد

لینک نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 20:1 توسط احسان |
ندای آغاز
 

      

کفش هایم کو
چه کسی بود صدا زد : سهراب ؟
آشنا بود صدا مثل هوا با تن برگ
مادرم در خواب است
 و منوچهر و پروانه و شاید همه مردم شهر
شب خرداد به آرامی یک مرثیه از روی سر ثانیه ها می گذرد
ونسیمی خنک از حاشیه سبز پتو خواب مرا می روبد
بوی هجرت می اید
 بالش من پر آواز پر چلچله ها ست
صبح خواهد شد
و به این کاسه آب
 آسمان هجرت خواهد کرد
 باید امشب بروم
 من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم
 حرفی از جنس زمان نشنیدم
هیچ چشمی عاشقانه به زمین خیره نبود
کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد
هیچ کس زاغچه ای را سر یک مزرعه جدی نگرفت
من به اندازه یک ابر دلم میگیرد
 وقتی از پنجره می بینم حوری
دختر بالغ همسایه
 پای کمیابترین نارون روی زمین
فقه می خواند
چیزهایی هم هست لحظه هایی پر اوج
مثلا شاعره ای را دیدم
 آنچنان محو تماشای فضا بود که در چشمانش
آسمان تخم گذاشت
 و شبی از شب ها
مردی از من پرسید
تا طلوع انگور چند ساعت راه است ؟
باید امشب بروم
باید امشب چمدانی را
 که به اندازه پیراهن تنهایی من جا دارد بردارم
و به سمتی بروم
 که درختان حماسی پیداست
رو به آن وسعت بی واژه که همواره مرا می خواند
یک نفر باز صدا زد : سهراب
کفش هایم کو؟

لینک نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 14:40 توسط احسان |
روشنی من گل آب

ابری نیست 
 بادی نیست
می نشینم لب حوض
گردش ماهی ها روشنی من گل آب
پکی خوشه زیست
 مادرم ریحان می چیند
 نان و ریحان و پنیر آسمانی بی ابر اطلسی هایی تر
رستگاری نزدیک لای گلهای حیاط
نور در کاسه مس چه نوازش ها می ریزد
نردبان از سر دیوار بلند صبح را روی زمین می آرد
 پشت لبخندی پنهان هر چیز
روزنی دارد دیوار زمان که از آن چهره من پیداست
چیزهایی هست که نمی دانم
 می دانم سبزه ای را بکنم خواهم مرد
می روم بالا تا اوج من پر از بال و پرم
 راه می بینم در ظلمت من پر از فانوسم
 من پر از نورم و شن
و پر از دار و درخت
 پرم از راه از پل از رود از موج
 پرم از سایه برگی در آب
 چه درونم تنهاست

لینک نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 14:37 توسط احسان |
نیایش
                     

پروردگارا!
به من آرامش ده

تا بپذیرم آنچه راکه نمی توانم تغییر دهم
دلیری ده
تا تغییر دهم آنچه را که می توان تغییر دهم
بینش ده
تا تفاوت این دو را بدانم
مرا فهم ده
تا متوقع نباشم دنیا و مردم آن
مطابق میل من رفتار کنند.

لینک نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 13:41 توسط احسان |
در را گشودم روی او

در خواب ناز بودم شبی   

                دیدم کسی در میزند

                          در را گشودم روی او

                                     دیدم غم است در میزند

   ای دوستان بی وفا

             از غم بیاموزید وفا.....

                       غم با همه بیگانگی

                                   هر شب به من سر میزند

لینک نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 13:31 توسط احسان |
پشت درياها

 

قايقى خواهم ساخت،

خواهم انداخت به آب .

دور خواهم شد از اين خاك غريب

كه در آن هيچ كسي نيست كه در بيشه ي عشق

قهرمانان را بيدار كند.

 

قايق از تور تهى

و دل از آرزوي مرواريد،

هم چنان خواهم راند.

نه ه آبي ها دل خواهم بست

نه به دريا – پرياني كه سر از آب به در مي آرند

و در آن تابش تنهايى ماهى گيران

مي فشانند فسون از سر گيسوهاشان.

 

هم چنان خواهم راند

هم چنان خواهم خواند

دور بايد شد دور.

مرد آن شهر اساطير نداشت.

زن آن شهر به سرشارى يك خوشه انگور نبود.

 

هيچ آسسنه ي تالارى، سرخوشي ها را تكرار نكرد.

چاله آبي حتى، مشعلي را ننمود.

دور بايد شد، دور.

شب سرودش را خواند،

نوبت پنجره هاست.»

 

هم چنان خواهم خواند .

هم چنان خواهم راند .

 

پشت درياها شهري است

كه در آن پنجره ها رو به تجلى باز است.

بام ها جاى كبوترهايى، كه به فواره ى هوش بشرى مى نگرند.

دست هر كودك ده ساله شهر، شاخه ى معرفتى است.

مردم شهر به يك چين و چنان مى نگرند

كه به شعله، به سك خواب لطيف.

 

خاك، موسيقي احساس تو را مى شنود

و صداى پر مرغان اساطير مي آيد در باد.

 

پشت دريا شهرى است

كه در آن وسعت خورشيد به اندازه ى چشمان سحرخيزان است.

 شاعران وارث آب و خرد و روشنى اند.

 

پشت درياها شهرى است !

قايقى بايد ساخت.

 

لینک نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 0:30 توسط احسان |

Hack template designed by احسان یزدانی